شیعیان پاراچنار (پاکستان) را در یابید !!!

 

بولتن نیوز: در این مقاله به طرح چند موضوع می پردازیم:

 

 

1- معرفی پاراچنار

در ایالت سرحد پاکستان نوعی تقسیم بندی سیاسی وجود دارد که به آن «ایجنسی» گفته می شود. این ایالت چندین ایجنسی دارد. شهر پاراچنار در حقیقت مرکز یکی از ایجنسی های ایالت سرحد به نام «کوروم ایجنسی» است. این ایجنسی در مرز با افغانستان قرار دارد و در حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد که 60 درصد آن را شیعیان تشکیل می دهند. که بیشتر در پاراچنار و اطراف آن متمرکزند.

پاراچنار از سال 2007 در محاصره ی طالبان و هم پیمانان بومی آن قرار گرفته و مردم آن در فشار و تنگنای عجیبی زندگی می‌کنند. این منطقه استراتژیک‌ترین منطقه‌ی قبایلی محسوب می شود و اگر طالبان بخواهند از این منطقه به منظور دخالت در افغانستان استفاده کنند بهترین نقطه همین جا است.


کروم ایجنسی از دو بخش شمال و جنوب تشکیل شده. در شمال ،اکثریت از آن شیعیان و در جنوب اکثریت از آن اهل سنت است. نیروهای طالبان دو سال پیش در منطقه‌ی اهل سنت مستقر شدند. اوایل اهل سنت هیچگونه مشکلی با طالبان نداشتند ولی با گذشت زمان که طالبان عملکرد خود را نشان داد، مردم این منطقه  از دست آنها به ستوه آمدند. پس از آن که طالبان از جنوب به شمال - یعنی پاراچنار - منتقل شدند شیعیان تحت فشار قرار گرفتند و طی چندین درگیری، صدها تن از شخصیت‌های برتر شیعیان را به شهادت رساندند. از آنجا که شیعیان زیر بار سلطه‌ی آنها نرفتند طالبان دسیسه هایی را توسط هواداران خود که در اهل سنت پاراچنار بودند به راه انداختند. اهانت طالبان، سپاه صحابه و سپاه جنگجوی به ارزش های شیعیان دسیسه هایی بود که باعث شد در سال 2007 درگیری هایی رخ دهد که از آن جمله می توان به درگیری ها در ماه نوامبر اشاره کرد که طی آن شیعیان در محاصره قرار گرفتند و طالبان 40 کامیون را تاراج کردند و افراد دستگیر شده را به طرز فجیعی از بین بردند. حملاتی نیز علیه طالبان در پاراچنار انجام شد که طی آن همه ی مراکز طالبان منهدم گردید، ایستگاههای رادیویی طالبان از بین رفت و حتی روستاهایی که به طالبان پناه داده بودند با خاک یکسان شدند. در یکی از این درگیری‌ها که در ماه رمضان بود و یک ماهی هم طول کشید حدود 650 نفر از شیعیان و هزاران تن از طالبان کشته شدند. در بین آن ها افرادی با ملیت های چچنی، ازبکی، عرب و اعضاء القاعده، طالبان و ... هم دیده می شدند.


شیعیان پاراچنار ، بیش از سی سال است که مبتلا به مصائب جانسوز و دردناکی هستند. جالب است با این که از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سی سال می گذرد، ابتلائات این شیعیان  در سه سال گذشته، با جنگی خونین به اوج خود رسیده است. جنگی که محافلی در ایران تلاش وافر دارند آن را به عنوان «نزاعی قبیله‌ای» و غیر سیاسی و فاقد ابعاد ارزشی معرفی کنند. متاسفانه تلاش این محافل با موفقیت همراه بوده و بایکوت خبری ناجوانمردانه ای درباره مسائل جاری در پاراچنار بر رسانه ها حاکم شده است.


2- طالبان

در بررسی موضوع پاراچنار نیازمند بررسی گروه طالبان هستیم. لذا در این مجال مروری سریع و گذرا بر چگونگی پیدایش آنان داریم. طالبان گروهی است که در جریان جنگ مردم افغانستان با اشغالگران ارتش شوروی سابق در فاصله ی سال های 1979 تا 1989 شکل گرفت. اعضای این گروه مجموعه ای از دانش آموزان عرب و غیر عربی بودند که در مدارسی که با کمک های مالی دولت ریاض تأسیس شده بود مشغول فراگیری اسلامی بودند که در آن دیدگاههای سلفی و وهابی ترویج می شد. این مدارس در مناطق مختلف پاکستان و خصوصا مناطق جنوبی آن تأسیس شده بود. با حمایت آمریکا این مجموعه ی کوچک به سرعت به انواع سلاح های پیشرفته مجهز شد تا جایی که بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان خود را به عنوان یک تشکلی که در رقابت با حکومت مجاهدین افغان بود معرفی کرد. شدت این رقابت به حدی بود که منجر به بروز جنگ داخلی در افغانستان شد. آن ها به تدریج و با حمایت آمریکا، عربستان و پاکستان توانستند در این جنگ داخلی پیروز شده و بخش های مختلف کشور را اشغال نمایند. مردم افغانستان نیز که از درگیری ها خسته شده بودند و نیاز به استقرار نظم و قانون را احساس می‌کردند به آنان روی خوش نشان داده و به سمت آنان متمایل شدند. اگرچه مقاومت هایی نیز در مقابل این گروه صورت گرفت ولی آنان از قدرت نظامی و مالی بالایی برخوردار بودند که همین عامل باعث استقرار حکومت آنان گردید. با مرور زمان آنان این قدرت را با خشونت آمیختند و از اسلام قرائتی سلفی-وهابی عرضه کردند. اگر چه اقدامات آنان عرصه را بر مردم تنگ‌تر می‌کرد ولی کسی یارای مقابله با آنان را نداشت. پس از استقرار حکومت طالبان در افغانستان می‌بینیم بن لادن (رهبر گروه القاعده) که از لحاظ ایدئولوژیکی با طالبان همسو است به افغانستان رفته و مورد پذیرش و پذیرایی طالبان قرار می‌گیرد. پس از ماجرای یازده سپتامبر، آمریکا که بن لادن را متهم به این حادثه کرده بود از طالبان خواست تا او را تحویل دهد اما طالبان ممانعت کرد و همین امر مقدمه‌ی حمله‌ی آمریکا به افغانستان را فراهم کرد. حکومت طالبان در افغانستان سرنگون شد اما غربی‌ها نتوانستند ملاعمر، رهبر طالبان و بن‌لادن، رهبر القاعده را دستگیر کنند.   

 

 

 

3- درگیری های پاراچنار

همواره این سوال مطرح است که علت درگیری ها در پاراچنار چیست؟ پاسخ این سوال مهم است چرا که در نحوه‌ی جهت گیری و واکنش ما نسبت به این موضوع موثر است . آیا علت این درگیری ها را جنگ های قبیله ای می دانیم که به خود آنان مربوط است و یا اختلافاتی بر سر آب و زمین؟ آیا این یک جنگ قومی است یا...؟

عده ای چنین وانمود می کنند که مسائل آن منطقه به ما ربطی ندارد و به خودشان مربوط است و اسم این درگیری ها را اختلافات داخلی که در همه جا وجود دارد می گذارند. اما شواهدی وجود دارد که این چنین نیست و نه تنها به ما مربوط است بلکه در مقابل آن ها وظیفه نیز داریم. نکته ی اول موضوع وحدت اسلامی است. این موضوع که یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی است همواره در مخاطره بوده و از اطراف مختلف مورد حمله قرار گرفته است. حرکتی که توسط شیعیان در پاراچنار شروع شده حرکتی است در جهت وحدت اسلامی. هنگامی که استکبار احساس کرد این حرکت منافعش را تهدید می کند شروع به مانع‌سازی نمود و گروههای تروریستی یکی پس از دیگری با حمایت و پشتیبانی آنان تأسیس شدند. اولین بار گروهی به نام «سواد اعظم اهل سنت» در کراچی و گروهی از یزیدیان محلی در شهرک «صده» واقع در 35 کیلومتری جنوب شرق پاراچنار شیعیان را هدف قرار دادند. بعد از آن واقعه شیعه کشی در پاکستان به یک امر عادی تبدیل شده است. با وجود شرایطی که هزاران نفر از شیعیان تاکنون کشته شده اند اما آنان هنوز نیز منادی وحدت اسلامی هستند. اما تلاش دشمنان همواره در جهت ایجاد تفرقه بوده و با این که تاکنون موفقیتی نیز در این زمینه به دست نیاورده اند اما رسانه های آنان سعی دارند این ناکامی را به گونه ای جبران کنند. به همین خاطر تلاش می کنند این جنگ ها را جنگ بین شیعه و سنی القا کنند که متأسفانه در این حرکت خود توانسته اند به این مقصود دست یابند. همچنان که می بینیم برخی نیز در داخل با آنان همصدا شده و اظهارات آنان را کپی برداری می کنند و اصرار دارند تا ثابت کنند که این جنگ یک جنگ قومی است. در حالی که اگر جنگ قومی است پس افغانی‌ها و قبائل و اقوام دورتر و گروه‌های مذهبی مانند القاعده و سپاه صحابه در آنجا چه کار می‌کنند؟ چرا شیعیان پاراچنار در سایر شهرها هدف قرار می‌گیرند؟ چرا مسیر 254 کیلومتری پاراچنار تا پیشاور – که در  دو طرف آن اقوامی دیگر زندگی می‌کنند و نزاع ارضی و غیره با شیعیان پاراچنار ندارند – برای شیعیان ناامن است؟ و چرا آن‌ها افراد شیعه را اسیر گرفته و سپس آنان را مثله کرده و سر از بدن‌شان جدا می‌کنند؟ از وسایل یک سرباز شیعی مهر نماز و کتابی حاوی احکام نماز شیعه و کتابی از شهید مطهری پیدا کرده بودند. به همین بهانه بر کفر او فتوا دادند و سرش بریدند. این ها نشانه ی چیست؟ آیا نشان دهنده ی یک جنگ داخلی یا قومی است؟




پاراچنار تنها منطقه قبایلی پاکستان است که با سه استان افغانستان مرز مشترک دارد و یا تنها منطقه قبائلی است که طالبان در طول سال‌های بعد از 11 سپتامبر 2001 میلادی جرأت نداشته اند با استفاده از این منطقه وارد افغانستان شوند و تروریسم فرامرزی را تحقق بخشند. ولی فرماندار کروم ایجنسی «سلیم خان» قبل از ترک پاراچنار در یک کنفرانس مطبوعاتی در ژانویه سال 2007 اظهار داشت که «در 2007 نقشه پاراچنار تغییر خواهد کرد!». این سخن او نشان از توطئه نهفته ای داشت که برای اجرای آن گروهک سپاه صحابه – که فعالیت آن در سراسر پاکستان غیر قانونی است – در پاراچنار با همکاری مقامات محلی دست به اقدامات تروریستی زد. سرکرده محلی این گروه «عیدنظر» – که آشکارا ابراز می‌دارد بهتر است «یزید نظر» نامیده شود نیز در جرایم مختلف دست داشته. وی به توصیه وزارت کشور به عنوان دبیر «انجمن فاروقیه» (مجمع سنی‌های محلی) انتخاب شد و این انجمن رسما به تروریست‌ها سپرده شد و به او و دوستانش اجازه تام داده شد که با احیاء تفکر یزیدی منطقه امن پاراچنار را ناامن کند.

 

4- پاکستان و مسئله ی پاراچنار

در بررسی موضوع پاراچنار توجه به سیاست های دولت پاکستان نیز قابل توجه است. متاسفانه سرویس امنیت پاکستان همسو با محاصره کنندگان بوده و از آنان حمایت نیز می کند. این در شرایطی است که این دولت از دادن خدمات اولیه ابا دارد. این دولت تا می تواند اجازه ی تحرکات دفاعی مردم پاراچنار را نیز می گیرد. دولت از دادن برق هم به مردم ابا دارد.

 

5- جمهوری اسلامی ایران و مسئله ی پاراچنار

 «جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد در برابر سرنوشت تمام مسلمانان جهان مسئول است؛ خاصه این مردم مظلوم که بیخ گوش خودمان هستند و عاشقانه ایران را دوست دارند. آقایان مسئول و متولیان امور چه جوابی در پیشگاه خدا دارند برای تنها رها کردن این بی پناهان که چشم امیدشان تنها و تنها به ما است؟ ما حتی اخبار کشت و کشتارهای پاراچنار را به درستی منعکس نمی کنیم و برای این کارها هم دلایلی اقامه می کنیم که از اساس دروغ است.»           

این بخشی از صحبت های «سهیل کریمی» مستندساز متعهد کشورمان است که در آن به نقل ناگفته هایی از سفر اخیر خود به منطقه ی تحت محاصره ی شیعیان در پاکستان (پاراچنار) پرداخت. بخشی از این گفتگو که در مصاحبه‌ی با مشرق انجام شد،‌به موضوع جمهوری اسلامی ایران و مسئله ی پاراچنار اختصاص دارد. مسئول بودن جمهوری اسلامی در قبال این موضوع از موضوعات مهمی است. شاید این سوال مطرح شود که چرا؟

هر چند که دلایل متعددی برای این امر وجود دارد ولی در این جا به جمله ای که در گفتگو فوق‌الذکر نقل شده اشاره می کنیم:


«این مردم دارند چوب دلبستگی شان به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را می خورند.» در این شرایط که آنان به سختی از آرمان و عقیده ی خود دفاع و هزینه می کنند ما چه اقدامی برای دفاع و حمایت از آنان کرده ایم؟ برای تحقق صدور انقلاب اسلامی چه کرده ایم؟ حتی در رسانه ها نیز اخبار مورد نیاز در مورد پاراچنار وجود ندارد. این بایکوت خبری به چه معناست و به چه منظوری صورت می گیرد؟ چرا دولت جمهوری اسلامی در این مسأله سکوت کرده است؟ چرا ما نباید محتوای غنی که در راستای اهداف انقلاب اسلامی است را یا نداشته و یا کمتر داشته باشیم و توان انتقال و ترویج آن را نداشته باشیم؟ چرا بیش از بیست سال است که بی توجهی نسبت به این منطقه وجود داشته و ادامه دارد؟ چرا آخرین سفری که به آن منطقه صورت گرفته توسط شهید آوینی بوده است؟ چرا تاکنون هیچ مسئولی به آن منطقه نرفته و واکنشی نسبت به وقایع آن نداشته است؟ آن ها به درستی مفهوم انقلاب اسلامی را درک کرده اند و برای تحقق اعتقاداتشان هزینه می دهند. آیا نیاز به پشتیبانی ندارد؟ آن هم از جانب ما؟ اگر به دنبال فراگیری حاکمیت جهانی اسلام و اندیشه ی الهی هستیم چرا از آن ها پشتیبانی نمی‌کنیم؟ چه کسی را باید متهم کرد؟ سیاست خارجی یا سیاستمداران دستگاه خارجی؟


اکنون که به برکت وجود دولت اصول‌گرای آقای احمدی‌نژاد، سیاست سیاه و اشتباه «تنش‌زدایی» اصلاح‌طلبان کنار گذاشته شده و بار دیگر گفتمان صدور انقلاب اسلامی امام خمینی زنده شده است انتظار می‌رود مسئولین محترم دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجه‌ی ایران دقت بیشتری بر روی این مسئله و مسائلی از این دست داشته باشند.   

 



مسعود ابوطالبی- پایگاه خبری بولتن نیوز

/ 0 نظر / 97 بازدید