فضیلتهای امام مهدی(عج) نسبت به حضرت عیسی (ع)

پاسخ تفصیلی:


فضیلت های حضرت مهدی (علیه السلام) نسبت به حضرت عیسی (علیه السلام) را می توان از سه منظر مورد توجه قرار داد: قرآن، روایات، استدلال عقلی

حضرت مهدی (علیه السلام) در قرآن


۱٫ «و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین»:
«و ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم»[۱] امام علی در تفسیر آیه فوق فرمود: «این گروه آل محمد هستند. خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، برمی انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می کند.[۲]


ابن ابی الحدید از حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: دنیا پس از همه سرکشی ها بالاخره روزی به ما روی خواهد آورد.[۳] ابن ابی الحدید سپس اضافه می کند: اصحاب ما «معتزله» معتقدند که این، وعده ظهور امامی است که بر همه کشورها مستولی خواهد شد.[۴]


۲٫ «و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً»: «هرکس در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه برای او اسلام آورده اند».[۵] حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: زمانی که مهدی قیام کرد تمام مردم روی زمین به وحدانیت خدا و رسالت حضرت محمد ایمان می آورند.[۶]


۳٫ «الذین إن مکّناهم فی الارض أقامو الصلوه و أتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور»: «یاری دهندگان خدا کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را به پا می دارند و زکات مال می پردازند مردم را به کارهای شایسته وادار می کنند و از کارهای زشت باز می دارند و پایان همه کارها در دست خدا است».[۷] در بعضی از رویات اسلامی، آیه فوق به حضرت مهدی (علیه السلام) و یارانش یا آل محمد تفسیر شده است. مثلا در حدیثی از امام باقر آمده است: خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومت آنها قرار می دهد؛ آئینش را آشکار می سازد و به وسیله مهدی و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند آنچنان که تبهکاران حق را نابوده کرده بودند؛ و آنچنان می شود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمی شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر می کنند.[۸]


۴٫ «وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی إرتضی لهم و لَیُبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً»: «خداوند وعده داده است به کسانی از شما که ایمان آورد و کارهای نیکو و شایسته بکند هر آینه آنها را در روی زمین خلافت بخشد چنان که در باره پیشینیان کرده است و آنان را قادر خواهد ساخت بر اینکه دین خداپسند خویش را بپا دارند و اندیشه و هراس شان را مبدل به امنیت خواهد نمود تا اینکه مرا پرستش نموده و چیزی را برا ی من شریک قرار ندهند».[۹] برطبق این آیه، حکومت جهانی مستضعفان نتیجه اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر اوست. در سایه آن حکومت توحیدی، ناامنی ها به آرامش مبدل می شود و نیز مردم روی زمین با نهایت آزادی خدا را می پرستند و توحید خالص در همه جا گسترده می شود.[۱۰] رسول خدا فرمودند : اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدا آن یک روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از دودمان من که نامش نام من است ، حاکم بر زمین شود و صفحۀ زمین را پر از عدل و داد کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است.[۱۱]


۵٫ «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون»: «در زبور نوشتیم بعد از ذکر، آنکه زمین را بندگان شایسته به ارث می برند».[۱۲] امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: مراد، قائم و اصحاب آن حضرت است.[۱۳]


حضرت مهدی (علیه السلام) در روایات اسلامی


علمای امامیه کتاب های متعددی درباره حضرت مهدی (علیه السلام) علیه السلام نگاشته اند. این کتاب ها دربردارنده احادیث گوناگون از منابع شیعه و اهل سنت بوده است. در اینجا برخی از روایات اسلامی در باره فضیلت های اختصاصی مهدی علیه السلام که حضرت عیسی (علیه السلام) فاقد آنها است، ذکر می شود:


۱٫ در این زمان، حضرت مهدی (علیه السلام) تنها حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است. زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست خواه این حجت، رسول خدا باشد یا امامی که نایب رسول الله است. بنابر این، بعد از سپری شدن زمان رسالت، زمین از وجود امام هادی خلق خالی نیست.[۱۴] حضرت صادق فرمودند: «ما زالت الارض الّا و لله فیها الحجه یعرف الحلال و الحرام و یدعو الناس الی سبیل الله».[۱۵] سلیمان بن اعمش بن مهران از امام صادق روایت کرده است: ما حجت های خداوند بر مردم عالم هستیم … به واسطۀ ما آسمان بر زمین نمی افتد مگر به اذن خدا؛ به واسطه ما باران می بارد و رحمت خدا گسترده می شود و برکات زمین خارج می شود؛ و اگر بر روی زمین از ما کسی نبود هر آینه زمین اهلش را فرو می برد.[۱۶] در روایت آمده است هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور می کند و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز از آسمان رجعت می کنند، حضرت مهدی (علیه السلام) به حضرت عیسی (علیه السلام) می فرمایند که امامت نماز را برعهده گیرد، حضرت عیسی (علیه السلام) در پاسخ می گویند: «فقد رضی الله عنک، فإنما بعثتُ وزیراً و لم أبعث أمیراً»: من به عنوان وزیر فرستاده شده ام نه امیر.[۱۷] همچنین در روایت آمده است : هنگاهی که حضرت مهدی (علیه السلام) خروج می کند، فرشته ای بر بالای سرش است که ندا می دهد: این مهدی خلیفه الله است، پس از او پیروی کنید.[۱۸]


۲٫ حضرت مهدی (علیه السلام) از سلالۀ پیغمبر خاتم و فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی هستند. این امر یک فضیلت نسبی و غیر اختیاری برای ایشان است. پیامبر فرمودند: هنگامی که «مهدی از فرزندانم» از پرده غیبت خارج شود و قیام کند، عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید ….[۱۹]: «التاسع منهم قائم اهل بیتی و مهدی امتی؛ اشبه الناس بی فی شمائله و اقواله و افعاله…»: نهمین امام، قائم اهل بیت من و مهدی امت من است.[۲۰]“الائمه من ولدک علی رجال العالمین” بعدک؛ ثم إطلع الرابعه فاختار “فاطمه علی نساء العالمین”».[۲۲] در منابع اهل سنت نیز آمده است: «المهدی مِن وُلد فاطمه»: «مهدی از فرزندان فاطمه است».[۲۱] این در حالی است که بر طبق منابع اسلامی، حضرت فاطمه سیدۀ زنان عالم و دارای مقامی برتر از مقام حضرت مریم در نزد خدا است. به روایت جامع زیر توجه کنید: پیامبر فرمودند که، ای علی! خدای عزّ و جلّ بر دنیا اشراف یافت و مرا بر مردان دنیا برگزید؛ آنگاه تو را بر مردان عالم برگزید؛ در مرحلۀ سوم، امامان از نسل تو را پس از تو بر مردان عالم برگزید: «… عن النبی انه قال فی وصیه له، یا علیّ! إنّ الله عزّ و جلّ أشرَفَ علی الدنیا فاختارنی منها علی رجال العالمین؛ ثم إطلع الثانیه فاختارک علی رجال العالمین بعدی؛ ثم إطلع الثالثه فاختار ابن عباس»


۳٫ حضرت مهدی (علیه السلام) برخوردار از علم به کاملترین وحی الاهی است که در قرآن متجلی است. حضرت علی فرمودند: خداوند تبارک و تعالی ما را پاکیزه و معصوم نمود و شاهدان بر خلقش قرار داد و حجت خود در زمین ساخت و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما کرد که نه ما ازآن جدا شویم و نه آن از ما جدا گردد.[۲۳] حضرت امام صادق می فرماید: «همانا خداوند رسولان اولولعزم را خلق کرد و آنان را با علم فضیلت داد و ما را وارث علم آنان کرد و ما را در علم ایشان بر آنان فضیلت داد؛ و خداوند آنچه را آنان نمی دانستند، به رسول الله تعلیم کرد و علم رسول و علم آنان را به ما تعلیم کرد».[۲۴] در روایت دیگر آمده است که موسای کلیم به خدا عرض کرد: «… یا رب! لقد أکرمتنی بکرامهٍ لم تُکرِم بها احداً قبلی، فقال الله جلّ جلاله: یا موسی! أما عَلِمتَ أن محمداً (ص) افضل عندی مِن جمیع ملائکتی و جمیع خلقی؟ قال موسی: یا رب فإن کان محمد اکرم عندک مِن جمیع خلقک، فهل فی آل الانبیاء أکرمُ مِن آلی؟ قال الله جل جلاله: یا موسی أما علِمتَ أنّ فضل آل  محمد علی جمیع آل النبیین کفضلِ محمد علی جمیع المرسلین.[۲۵] بر طبق این روایت، خدا می فرماید همچنان که محمد بر همۀ رسولان فضیلت دارد، آل محمد نیز بر آل همۀ انبیا برتری دارد. همچنین باید دانست که علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا، مختص به امامان از جمله حضرت مهدی (علیه السلام) است. در روایت است که امام صادق فرمودند: در مورد اسم اعظم خدا، به عیسی ابن مریم دو حرف اعطا شد و به موسی چهار حرف اعطا شد و به ابراهیم ، هشت حرف؛ و به نوح پانزده حرف؛ و به آدم بیست و پنج حرف. خدای تعالی همۀ آن را برای محمد جمع کرد و همانا اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است که به محمد هفتاد و دو حرف اعطا شد و یک حرف از او پوشانده شد.[۲۶] همچنین جابر از امام باقر نقل می کند: اسم اعظم خدا بر ۷۳ حرف است … و نزد ما ۷۲ حرف از اسم اعظم است و یک حرف نزد خداست که آن را در علم الغیب، به خود اختصاص داده است.[۲۷]


۴٫ حضرت مهدی (علیه السلام) منصور به یاری خاص فرشتگان خدا و خدمات گوناگون حضرت عیسی (علیه السلام) به ایشان است. پیامبر اسلام فرمودند: «… و یظهر دین الله و یوید بنصرالله و ینصر بملائکه الله…».[۲۸] پردازد. پس از چهل سال زندگی، خداوند جان حضرت عیسی (علیه السلام) را می گیرد و حضرت مهدی (علیه السلام) مراسم دفن او را آشکارا در برابر دیدگان مردم برگزار می کند و در کنار قبر مادرش در قدس به خاک می-سپارد.[۳۳] همچنین، امام صادق فرمودند: «انقلاب مهدی را سه سپاه، یاری می کند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مومنان و سپاهی از رعب»[۲۹]. و امام باقر فرمودند: هنگامی که قائم ما ظهور کند، خداوند او را به وسیله فرشتگان نشاندار و فرشتگان پیاپی و صف زده و کروبیان یاری خواهد کرد در حالی که جبرئیل، پیشایش آن حضرت و میکائیل ، سمت راست و اسرافیل، سمت چپ ، و فرشتگان مقرب، در کنار او هستند. [۳۰] همچنین طبق احادیث ، مسیح از آسمان فرود می آید و پشت سر مهدی نماز می گزارد.[۳۱] فرود آمدن مسیح موجب خوشحالی مسیحیان و یهودیان و مسلمانان می شود و همه مسیحیان و یهودیان آزاداندیش می پذیرند: «إنّ عیسی ینزل قبل یوم القیامه الی الدنیا فلایبقی اهل مله یهودی و لاغیره الا آمن به قبل موته».[۳۲] و بدین ترتیب، بین مسلمانان و مسیحیان و یهودیان همبستگی و صفا ایجاد می گردد. از طرف دیگر، موضع گیری صریح عیسی در طرفداری از حضرت مهدی (علیه السلام) و مسلمانان سبب می شود که دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان کاهش یابد و با انعقاد قرارداد صلح با غربیان تا مدتی از جنگ و خونریزی جلوگیری می شود. افزون بر این، حضرت عیسی (علیه السلام) همراه با مسلمانان با یهود ، روم و دجال به نبرد می پرداخت.


۵٫ حضرت مهدی (علیه السلام) (ع) است که تحقق بخش عدالت جهانی است. امام صادق در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۷ از سورۀ طارق فرمودند: قطعاً خدا قائم را مبعوث می کند و از جباران انتقام می گیرد.[۳۴] خداوند در معراج پیامبر به ایشان فرمود: همانا زمین را با مهدی، آخرین وصی، از ظلم پاک می کنم و مشرق و مغرب زمین را در اختیارش قرار می دهم[۳۵]– نیست؛ او کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد. او به شما نشان خواهد داد که دادگری چگونه است.[۳۷] همچنین حضرت علی فرمودند: مهدی فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشن در آن گام می نهد و بر سیرۀ صالحان رفتار می کند تا گره ها را بگشاید.[۳۸] به یمن وجود دولت حضرت مهدی (علیه السلام) است که رفاه اقتصادی بشر پدید می آید. امیرالمومنان می فرمایند: در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، زمین گنجینه های خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می ریزد و کلیدهایش را به او می سپارد.[۳۹] همچنین رسول خدا فرمودند: در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان می گردد و نهرها کشیده می شوند و برکات زمین افزایش می یابند و گنج ها استخراج می گردند.[۴۰] و حضرت مهدی (علیه السلام) «یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً».[۳۶] همچنین علی علیه السلام می فرماید: اگاه باشید ! فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست زمامداری حاکمیٌت پیدا میکند که غیر از خاندان حکومت های امروزی است.


۶٫ اصلاح چارچوب فکری و تحول اساسی در رفتارها و نهادهای بشری به دست حضرت مهدی (علیه السلام) صورت می گیرد. در روایات داریم که با تشکیل دولت مهدی در سطح زمین، توحید راستین و رسالت محمد فراگیر می شود: هنگامی که قائم به پا خیزد، هیج سرزمینی باقی نمی ماند مگر این که گواهی بر وحدانیت خدا و رسالت محمد از آن بلند شود.[۴۱] دو روایت از امام باقر در این باره ذکر شده است: زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله نیروهای مردم را تمرکز بخشیده، اخلاقشان را کامل سازد.[۴۲] و علم و حکمت به همه شما در زمان مردی از خاندان ما آموخته شود، به طوری که حتی زن در خانه اش بر طبق کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) قضاوت نماید.[۴۳] همچنین امیرمؤمنان در نهج البلاغه می فرماید: او خواسته ها را تابع هدایت آسمانی می کند، و آن هنگامی است که مردم هدایت را تابع هوس ها کرده اند؛ او آراء و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد و آن هنگامی است که افراد قرآن را تابع آراء خود کرده اند … و او آنچه از کتاب خدا و سنّت پیامبر مرده است، زنده می گرداند.[۴۴] ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت می نویسد: «این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار می شود.»[۴۵] بنابر این، در آن زمان اعتقادات راستین فراگیر می شود و بساط گستردۀ شراب خواری و بی بند و باری و رباخواری جامعه برچیده می شود و اعمال صالح گسترش کامل می یابد.


حضرت مهدی (علیه السلام) بر اساس استدلال عقلی


با استدلالی متشکل از سه مقدمه می توان افضل بودن حضرت مهدی (علیه السلام) بر حضرت عیسی (علیه السلام) را اثبات کرد:


۱٫ پیامبر اسلام کامل ترین وحی آسمانی را به بشر عرضه کرده اند به طوری که آموزه های نظری و عملی پیامبر، برآورندۀ نیازهای بشر تا روز قیامت است؛ و هر قدر هم بشر در علم و تمدن پیشرفت کند، آموزه های پیامبر اسلام همچنان زنده و نو است و می تواند جوامع بشری را اداره کند.


۲٫ دریافت و ارائه چنین آموزه های وحیانی کاملی پیشاپیش نیازمند وجود روحی متناسب با کامل ترین پیام خدا است. بر این اساس، همان طور که آموزه های پیامبر اسلام کامل ترین پیام های آسمانی است، باید نفس پیامبر هم کامل تر از نفس همه انسان های مخلوق باشد و سعه وجودی روح ایشان از همه انبیای گذشته بیشتر باشد.


۳٫ پس از سپری شدن دورۀ رسالت، امام همان حجت خدا بر خلق است که وظیفۀ ایفای نقش های رسول خدا را پس از ایشان برعهده دارند. یکی از این نقش ها تبیین و تفسیر عصمت آمیز قرآن و نقش دیگر رهبری معصومانه است.که امام به عنوان حجت خدا همسان و همگام با رسول خدا متکفل ایفای وظیفه تفسیر باطن قرآن و زعامت اجتماعی است. بنابراین، روح امام همچون روح پیامبر است، از علم برتر برای تبیین کامل ترین وحی آسمانی برخوردار می باشد و همچنین دارای سعه وجودی ای است که امکان ایفای نقش به عنوان زمامدار جهانی را برای ایشان میسًر می سازد.


پی نوشت :


[۱]. قصص، آیه ۵٫
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۶، ص ۳۰٫
[۳]. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۰۹٫
[۴]. شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، (بیروت: موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ هجری قمری)، مجلد دهم، ص ۱۸٫
[۵]. آل عمران، آیه ۸۳٫
[۶].ینابیع الموده، شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف الحسینی، (قم: انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ هجری قمری)، مجلد سوم، باب ۷۱، ص ۲۳۶؛ منتخب الاثر ، آیت الله صافی گلپایگانی، (قم: موسسه السیده المعصومه، ۱۴۱۹ هجری قمری)، باب ۳۵، ص ۳۶۱٫
[۷]. حج، آیه ۴۱٫
[۸]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۴، ص ۱۳۶٫
[۹]. نور، آیه ۵۵٫
[۱۰]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۳-۵۶۴٫
[۱۱]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۶٫
[۱۲]. انبیا، ۱۰۵٫
[۱۳]. ینابیع الموده، پیشین، ص۲۴۳٫
[۱۴]. شرح اصول کافی ، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، (تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷ هجری شمسی) ج ۲، ص ۴۷۸٫
[۱۵]. شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی، (تهران: المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری قمری)، مجلد ۵، ص ۱۴۸٫
[۱۶]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۶۰٫
[۱۷]. الفتن، نعیم بن حماد المروزی، (بیروت: دارالفکر، ۱۴۲۴ قمری) ، ص ۳۴۷؛ الملاحم و الفتن، ابن طاووس، (منشورات الرضی، ۱۳۹۸ قمری)، ص ۸۳-۸۴٫
[۱۸]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۸۵٫
[۱۹]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۵۷۶٫
[۲۰]. بحار الانوار، همان، ص ۵۳۴٫
[۲۱]. سنن ابن ماجه، محمدبن یزید القزوینی، (بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۱ قمری)، ص ۶۹۹، حدیث ۴۰۸۶٫
[۲۲]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ قمری)، ج ۲۶، صص ۲۷۰-۲۷۱٫
[۲۳]. الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، (بیروت: دار صعب؛ دارالتعارف، ۱۴۰۱ قمری)، ج ۱، ص ۱۹۱٫
[۲۴]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۱۹۴٫
[۲۵]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۲۷۵٫
[۲۶]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۷]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۸]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۷۹٫
[۲۹]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۱۳۹٫
[۳۰]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۸٫
[۳۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۹٫
[۳۲]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۳]. نک: عصر ظهور، علی کورانی، ترجمه عباس جلالی، (تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۷۹ هجری شمسی)، صص ۳۴۲-۳۴۴؛ بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۸۳ و ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۴]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۶۱۷؛ چاپ داراحیاء التراث العربی، ج ۵۳، ص ۱۲۰٫
[۳۵]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۷۹٫
[۳۶]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۱، ص ۵۳۴؛ چاپ داراحیاء التراث العربی، ج ۵۲، ص ۳۸۰٫
[۳۷]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۲ و ۳٫
[۳۸]. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰، بند ۳٫
[۳۹]. نهج البلاغه، خ ۱۳۸، بند ۳٫
[۴۰]. نک: منتخب الاثر، لطف الله صافی کلپایگانی، فصل ۴، باب ۳، ص ۵۸۹٫
[۴۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۰٫
[۴۲]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫
[۴۳]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۵۲٫
[۴۴]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۱ و بند ۳٫
[۴۵]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، (بیروت:موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵هجری قمری)، مجلد ۵، ص۲۹-۳۰٫

 

برگرفته از سایت قائم

/ 0 نظر / 18 بازدید