بیداری اسلامی

دیروز، امروز، فردا


دیروز


دیروز مردم ایران طبق فرمایش امام راحل (ره) (انقلاب ایران برگرفته از نهضت عاشوراست)،  با الهام گرفتن از قیام حضرت امام حسین (ع)، به رهبری امام خمینی (ره) بر علیه حاکم ستمگر و بی دین و دیکتاتور رضاشاه پهلوی قیام نمودند و با پایداری و استقامت و الگوگیری از عاشورائیان در مقابل حاکم بی دین و ظالم ایستادند و چنان بر او شوریدند که او را با خفت از کشور بیرون راندند و ریشه ی دستگاه او را از ایران برچیده و حماسه آفریده و نظام مقدس ولایت فقیه را جایگزین آن کردند.
دیروز در ایران حاکمی بر مردم مسلط بود که از جنس مردم نبود بلکه از جنس متکبران و سلطه طلبان بود و همیشه گوش به فرمان زورگویان؛ اگرچه خود را حاکم مردم می دانست اما در واقع غلام حلقه به گوش آمریکا و اسرائیل بود و همه ی دستورات را از آنها می گرفت و می خواست آن دستورات را بر ایران تحمیل کند، اما مردم ایران بر خلاف شاه، نه حامی مستکبران بودند و نه حامی سلطه طلبان. آنها از آمریکا و اسرائیل متنفر بودند؛ چراکه از ظلم و ستم نفرت داشتند و از همین رو بر حاکم خود فروخته ی خود قیام کردند و با سرنگونی او خواهان حاکمی عدالت محور بودند، حاکمی که از ظلم و استکبار دوری جوید و دستورات خودش را نه از آمریکا و اسرائیل بلکه از اسلام و قرآن بگیرد.حاکمی که بتواند جلوی استکبار قد علم کند و از محرومان و مستضعفان حمایت کند.
آنان به آرزوی خویش رسیدند و رهبری شایسته و وارسته چون امام خمینی (ره) را یافتند تا سکان هدایت جامعه را در امواج پرتلاطم بحرانها به دست گیرد و همچون پدری دلسوز، با رهنمون های اصلاح طلبانه ی خود، به احیای دین و بر افراشته شدن پرچم توحید بپردازد و عمر گهربار خویش را صرف اعتلای اسلام و مسلمین کند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام حکومتی و دیکتاتوری و شاهنشاهی که آغشته به خون ملت بود با نظام ولایت مدار و مردم سالار که زیر سایه پرچم دین حق استوار است تعویض شد تا تفسیر «جاءَ الحقُّ و زَهَقَ الباطلُ إنَّ الباطلَ کانَ زَهُوقاً» شود. با سرنگونی دولت غیر مردمی و دیکتاتورمآب، رفته رفته فرصت برای سازندگی و پیشرفت حقیقی در جامعه در همه زمینه ها باز شد و سرمایه های بیت المال به جای ریخت و پاش‌ های اشرافی، صرف عمران و سازندگی و رسیدگی به وضع مردم مظلوم گشت. وقتی تاریخ ایران را به دقت ورق می زنیم به خوبی درمی یابیم که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشرفت در همه زمینه ها به نحوی بوده که به سرعت قله های خاورمیانه را در غالب زمینه ها یکی پس از دیگری فتح کرده و پرچم اسلام را سرافراز کرده است که این مهم خود مسلما به مزاج مستکبران غربی خوش نیامده و از هرگونه دست اندازی در حکومت دریغ نکرده اند و هجمه های وسیعی از ابزارآلات را چه علنی و چه غیر علنی (از طریق تبلیغات و فتنه انگیزی در کشورهای اسلامی) به کار بسته اند تا مانع از جهانی شدن این مهم گردند.
در حالیکه نظامی که مبنای آن ولایت فقیه و دین باشد و به جای تکیه کردن بر این و آن، به خدای یگانه توکل کند و همت و سعی مردم هم پشتیبانش باشد، هیچگاه هراسی به دل راه نخواهد داد چراکه همانطوریکه نهال انقلاب با خون هزاران شهید جان برکف آبیاری شد و به ثمر نشست، در هر لحظه مردم انقلابی، پشتیبان ولایت خویش خواهند بود و از هر لحظه‌ ای حماسه ها خواهند ساخت.

 

امروز


انقلاب های پی در پی امروزی نیز، استمرار همان انقلابی است که بر مبنای قیام حق علیه ظلم بوده و با پرچیدن یکی پس از دیگری حکومت های مستبد که همچون علف هرزه بر دامن ملل اسلامی، روئیده بودند، زمینه را برای نفوذ هرچه بیشتر اسلام و فتح همه قلوب فراهم می آورند.
در کشور تونس، زین العابدین بن علی کسی بود که از 23 سال پیش امور مملکت را به دست گرفته بود و با وابستگی کامل خود به غرب، هرگونه فعالیت دینی و مذهبی را ممنوع کرده بود و ندای آزادی را در نطفه خفه کرده بود.
در کشور مصر هم حسنی نامبارک از 30 سال پیش بعد از قتل انور سادات خائن، زمام امور مصر را به دست گرفته بود  و وی نیز با توجه به وابستگی کاملش به غرب، بزرگترین حافظ منافع اسرائیل در منطقه محسوب می شد. او کسی بود که بعد از بوجود آمدن دولت مردمی حماس در غزه با الهام گرفتن از آمریکا و اسرائیل تنها گذرگاه این کشور با غزه (گذرگاه رفع) را مسدود کرد و مردم ستمدیده ی غزه را در حصر کامل قرار داد و از این طریق کمک شایانی به رژیم غاصب صهیونیست نمود و از این رو دولت مبارک بزرگترین کمک را از آمریکا دریافت می کرد. او هم مانند بن علی حاکمی به ظاهر مسلمان اما بی دین بود و پیروی مطلقه ی آنها از آمریکا، وی را به آلت قتاله ای بر گردن مسلمانان مصر تبدیل کرده بود و ظلمت شدیدی را در منطقه حاکم نموده بودند و در سایه ی آن سرمایه ی ملتشان را به طور وسیع با تاراج می بردند.
اما بالاخره با تابش نور انقلاب بر این کشورها و کنار رفتن ابرهای ظلم و جور، مردم ستمدیده این کشورها با جامه عمل پوشاندن به «و اعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً و لا تَفَرَّقُوا»، توانستند باز هم صفحه ای دیگر از تاریخ را با رمز حق جویی و عدالت طلبی ورق بزنند و یکبار دیگر انقلاب اسلامی را زنده و احیا کنند و در سایه سار آن به حقوق ملی و مذهبی خود برسند، البته باید اذعان داشت که این انقلاب ها یک تفاوت اساسی و ریشه ای با انقلاب اسلامی ایران داشته اند و آن عدم وجود یک رهبر شایسته برای هدایت این جریانات بعد از انقلاب می باشد که این خود می تواند رفته رفته آفتی برای این انقلاب ها محسوب شود چرا که بارها بعد از انقلاب مصر، عمّال برجای مانده از دوران مصر و جیره گیران باقی مانده آمریکا در مصر در صدد ساختن قدرت مطلقه ی دیگری در مصر بودند که با تظاهرات جدی مردم مصر در میدان قاهره همراه بود.
در اینجا سخن رهبر معظم ایران اسلامی نیز قابل تذکر است: از خصال آمریکا این است که فقط می خواهند این گونه افراد را به سود خویش به کار گیرند و هنگامی که مشکلی برایشان پیش آمد، اولین دری که روی آنها بسته خواهد شد در آمریکاست، همان طور که برای شاه ایران در آمریکا بسته شد و نگذاشت او وارد آمریکا شود.
این فرمایشات نیز با وقایع گذشته در تونس و مصر نیز کاملا مطابقت می کند چراکه بن علی نهایتا به عربستان گریخت و نامبارک هم نتوانست به آمریکا برود.
نکته ی قابل توجهی که در جریان انقلاب مصر رخ داد، مصادف بودن پیروزی آن با سالروز پیروزی قیام اسلامی- مردمی ایران در 22 بهمن (11 فوریه) بود.
این جریان انقلاب رفته رفته دامن کشورهای دیکتاتور نشین دیگری همچون لیبی، بحرین، یمن، اردن و عربستان را تاحدودی گرفته که امیدواریم این بیداری اسلامی به رهاسازی این کشورها از چنگال ظلم و ستم و استبداد منجر شود.

 

فردا


این بیداری، فردا دیگر فقط متعلق به ایران و تونس و مصر نخواهد بود بلکه در همه ی جهان، بیداری بشریت را فرا خواهد گرفت و با ظهور منجی عالم بشریت، هادی دوران، حضرت امام مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»، همه مستضعفان و عدالت خواهان جهان به رهبری ایشان بر علیه ظلم و ستم قیام خواهند کرد و مصداق حقیقی آیه ی «و نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ و نَجعَلَهُم أئِمَّهً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثِین» بر زمین پیاده خواهد شد و با این انقلاب جهانی،  ریشه همه ظلم و جورها بر چیده، عدل و قسط بر این کره خاکی حکمفرما خواهد شد.
در خاتمه امیدواریم که این انقلاب های امروزی، به انقلاب یگانه منجی عالم، حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه الشریف» متصل شود. (به امید چنین روزی)

 

برگرفته از مقاله جواد حیدر هاشمی

با دخل و تصرف محمد ظاهر رضایی

/ 0 نظر / 14 بازدید